الشيخ حسين المظاهري
63
مظهر حق (نگرشى اخلاقى بر فضائل و سيره امير المؤمنان على ع) (فارسى)
اشكالهاى ديگرى هم در مورد آيهء « ولايت » مطرح شده ، امّا به جهت رعايت اختصار ، همان جملهء قبل بيان مىشود و آن اين كه با وجود اتّفاق شيعه و شهرت ميان اهل سنّت ، هيچ شبههاى نمىتواند خدشهاى در استدلال به اين آيه وارد كند . انسان معاند مىتواند دست خود را بر روى چشم بگذارد و بگويد : خورشيد نيست ، امّا خورشيد به نور افشانى خود ادامه مىدهد . « 1 »
--> ( 1 ) . مهمترين اشكالاتى كه به استدلال به اين آيه وارد شده است ، از اين قرار است : يكم . مراد از « ولى » همان ياور است ؛ زيرا لفظ « ولى » ، مشترك لفظى است [ : لفظى كه براى چند معنا وضع شده است ] كه به متصرّف ، ياور ، دوستدار و شخصى كه بيش از ديگران حق تصرف دارد ؛ مانند ولى كودك و زن ، اطلاق مىگردد . و براى ارادهء يكى از اين معانى ، بايد قرينهاى وجود داشته باشد . امّا در اين آيه قرينهاى كه مدعاى شيعه را اثبات كند ، وجود ندارد ، علاوه بر اين كه قرائنى در اين آيه به چشم مىخورد كه حاكى از آن است كه لفظ « ولى » به معناى ناصر و يارى دهنده است ، نه به معناى شخص سزاوارتر و اولى به تصرف ؛ زيرا اگر بخواهيم لفظ ولى را به معناى شخص اولى به تصرف بگيريم ، با آيات قبل و بعد سازگار نخواهد بود . در آيهء 51 مىفرمايد : يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الْيَهُودَ وَ النَّصارى اولياءَ بَعْضُهُمْ اولياءُ بَعْضٍ كه در اين جا ، كلمهء « اولياء » به معناى ياوران است ، نه شايستهتر بودن در تصرف . همچنين با آيهء 56 نيز سازگار نيست كه مىفرمايد : وَ مَنْ يَتَوَلَّ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ الَّذِينَ آمَنُوا فَإِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْغالِبُونَ در اين آيه نيز لفظ « تولّى » به معناى محبّت و يارى به كار رفته است ؛ لذا بايد لفظ « ولى » را كه در ميان اين دو قسمت از آيه استفاده شده نيز به معناى يارى گرفت تا تمام قسمتهاى اين جمله با يكديگر هماهنگ و سازگار باشد . دوّم . ظاهر آيه ، ثبوت ولايت بالفعل است و هيچ شبههاى در اين مطلب نيست كه امامت على تنها پس از پيامبر اكرم تحقّق يافته است و اگر بخواهيم ولايت را به حال